أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

307

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

ابن جبير همچنين از جشن‌ها ومراسم مكيان سخن مىگويد : من آنان را در شب اول رجب ديدم كه همه به عمره مىروند . زنان آنان هم سواره بر هودج در ابطح مكه به حركت در مىآيند ، به طورى كه هيچ كس در مكه نمىماند جز آن كه براى عمره از شهر خارج مىشود . آنان هودج‌ها را با آويزه‌هايى از حرير زينت مىدهند و آنها را با پرده‌هاى مُزَركشى [ زريباف ] مىپوشانند ، آن گونه كه تا روى زمين كشيده مىشود . « 1 » در صبح نخستين روز رجب ، « 2 » امير در ميان جمعى كثير عازم عمره شده و مردم قبيله قبيله و محله محله خارج شده ، سواره و پياده به حركت در مىآيند ، در حالى كه همراه خود حربه‌ها و شمشيرهايى در غلاف‌هاى شگفت در دست دارند . آنان شمشيرهاى خود را به هوا انداخته دوباره غلاف آن را مىگيرند و با آن همه ازدحام گويى از شمشير خود جدا نشده‌اند . وقتى امير از عمره باز مىگردد ، با شتاب داخل مسجد شده و همراه همراهان فراوانش به طواف مىپردازد . « 3 » طواف امير جالب توجه بوده است . ابن جبير شاهد طواف مكثر بوده كه در كنار او طواف مىكرده و او مفصل شرح آن را آورده است . خلاصهء آن اين است كه امير ، قرّائى دارد كه پيشاپيش او در طواف حركت مىكنند . جلوتر از آنان نگهبانانِ سودانى هستند كه شمشيرهاى بركشيده در دست دارند . وقتى امير طوافش را آغاز مىكند يك كودك مؤذن كه يازده سال دارد و برادر مؤذن زمزمى - مؤذنى كه روى زمزم اذان مىگويد - است ، بر بام قبّهء زمزم شروع به دعاى براى امير مىكند . وقتى امير از ركن يمانى آغاز مىكند ، آن مؤذن مىگويد : صبّح اللَّه الأمير بالسعادة الدائمة و النعمة الشاملة . پس از آن با سخنانى مسجّع و جالب توجه كه دعاست كلامش را ادامه داده و با برخى از ابيات كه در مدح امير است ، كارش را تمام مىكند . وقتى شوط دوم را آغاز مىكند ، دعاى ديگرى مىخواند و آن را هم با ابياتى به پايان مىبرد . اين كار تا پايان طواف ادامه مىيابد . « 4 » ابن جبير مىگويد كه مكثر در جايى نزديك مسجد الحرام برابر باب على در

--> ( 1 ) . رحلة ابن جبير ، ص 104 . ( 2 ) . در گذشته ، علاوه بر كاروان‌هاى حج تمتع ، كاروان‌هاى عمره رجبيه هم از مصر مىآمده است . بنگريد : الإعلام‌بأعلام بيت اللَّه الحرام ، ص 212 . « ج » ( 3 ) . رحلة ابن جبير ، ص 105 . ( 4 ) . همان ، ص 69 .